اسرار البلاغه فی علم البیان

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] أسرار البلاغة فی علم البیان (کتاب). «اسرار البلاغة» کتابی است که توسط عبد القاهر بن عبد الرحمن الجرجانی در موضوع علم بیان نگاشته شده است.
بیان علمی است که بواسطه آن شناخته می شود که یک معنا را چگونه به طرق مختلف می توان ادا کرد تا به حسب وضوح و خفا با یکدیگر فرق داشته باشند. یعنی گاهی جمله را طوری می آورند که معنی مقصود آشکار و واضح باشد و گاهی مراد را به صورت مجاز و استعاره و کنایه می آورند. به عبارت دیگر فن بیان این است که بفهمند معانی دقیق و لطیف را چگونه در عبارات واضح بگنجانند که فهم آن برای مخاطب ممتنع نباشد. نویسنده کتاب «عبد القاهر جرجانی» متوفای ۴۷۱ هجری از ادیبان و نحویان ایرانی و از پایه گذاران دو علم از علوم بلاغی یعنی معانی و بیان است. او برای سروسامان بخشیدن به این علوم، قرآن کریم را کانون توجه و تحقیق خود قرار داد و کتاب دلائل الاعجاز را در علم معانی و اسرار البلاغة را در علم بیان تدوین کرد. کتاب اسرار البلاغه را باید به سبب دربرداشتن یک دوره کامل علم بیان با درون مایه ای غنی یکی از کتب زیرساز این دانش دانست.
[ویکی نور] اسرار البلاغة در موضوع علم بیان، توسط عبدالقاهر جرجانی (متوفای 471ق) از ادیبان و نحویان ایرانی و از پایه گذاران دو علم از علوم بلاغی یعنی معانی و بیان نوشته شده است.او برای سروسامان بخشیدن به این علوم، قرآن کریم را کانون توجه و تحقیق خود قرار داد و کتاب دلائل الاعجاز را در علم معانی و اسرار البلاغة را در علم بیان تدوین کرد. کتاب اسرار البلاغه را باید به سبب دربرداشتن یک دورۀ کامل علم بیان با درون مایه ای غنی یکی از کتب زیرساز این دانش دانست.
قبل از جرجانی کسانی چون جاحظ و ابن درید و غیره در علم بیان آثاری از خود بجای گذاشته اند، اما بسیاری از اهل فن عبدالقاهر جرجانی را موسس و واضع علم بلاغت می دانند چرا که آثار نویسندگان قبل از وی مشتمل بر ابحاثی پراکنده بود که از گوشه و کنار گرد آمده بود اما جرجانی اصول علم بلاغت را تدوین کرده، فروع این علم را به آن اصول بازگرداند و برای آن قواعد و اصولی مقرر نمود که از هرگونه نقص و تعقیدی خالی است و از تجرید و تعقیدهای منطقی که در آثار افرادی چون سکاکی نمایان است، به دور مانده است.
در کتاب جرجانی توجه ویژه ای به محسنات بدیعیه شده است، در حالیکه این محسنات از دیدگاه عالمان علوم بلاغت متأخر امری خارج از مطابقت کلام با مقتضای حال به شمار می رفت و ایشان محسنات را صرفا آرایه ای لفظی برای کلامی که وجوه مطابقت را به دست آورده بود می دانستند.
ویژگی دیگر این کتاب اینست که علاوه بر طرح مسائل مربوط، نشان از اجتهاد نویسندۀ آن دارد، چه در موارد بسیاری همزمان با توضیح یک اصطلاح بیانی چندان از آن لایه برمی گیرد که دریافت خواننده از آن با آنچه پیشتر در ذهن داشته کاملا متفاوت می گردد و اندیشه پیوسته در معرض مفاهیم ظریف و نازکی قرار می گیرد که به هرروی دریافت کامل آن را بر پژوهشگر دشوار می سازد و ره آورد این دشواری به دست آوردن مفهومی است ظریف که وجه امتیاز این کتاب نسبت به سایر کتابهای مشابه است.استعاره، مجاز، تشبیه، تمثیل و دیگر اصطلاحات بیانی در کتاب اسرار البلاغه از مفهومی به مراتب پربارتر برخوردار است.
کتاب مشتمل بر مقدمه مؤلف،فصلی دربارۀ اقسام و انواع تجنیس، استعاره، اقسام تشبیه،فرق تشبیه با تمثیل، شبه عقلی، تفاوت تشبیه متعدد و تشبیه مرکب،فرق استعاره با تمثیل، سرقت شعری و اقسام آن،فرق تشبیه و استعارة، تعریف حقیقت و مجاز، مجاز عقلی و مجاز لغوی و تفاوت بین این دو و تقسیمات هریک، حذف و زیادت و غیره می باشد.
[ویکی فقه] اسرار البلاغه فی علم البیان (کتاب). «اسرار البلاغة» کتابی است که توسط عبد القاهر بن عبد الرحمن الجرجانى در موضوع علم بیان نگاشته شده است.
بیان علمی است که بواسطه آن شناخته می شود که یک معنا را چگونه به طرق مختلف می توان ادا کرد تا به حسب وضوح و خفا با یکدیگر فرق داشته باشند. یعنی گاهی جمله را طوری می آورند که معنی مقصود آشکار و واضح باشد و گاهی مراد را به صورت مجاز و استعاره و کنایه می آورند. به عبارت دیگر فن بیان این است که بفهمند معانی دقیق و لطیف را چگونه در عبارات واضح بگنجانند که فهم آن برای مخاطب ممتنع نباشد. نویسنده کتاب «عبد القاهر جرجانی» متوفای ۴۷۱ هجری از ادیبان و نحویان ایرانی و از پایه گذاران دو علم از علوم بلاغی یعنی معانی و بیان است. او برای سروسامان بخشیدن به این علوم، قرآن کریم را کانون توجه و تحقیق خود قرار داد و کتاب دلائل الاعجاز را در علم معانی و اسرار البلاغة را در علم بیان تدوین کرد. کتاب اسرار البلاغه را باید به سبب دربرداشتن یک دوره کامل علم بیان با درون مایه ای غنی یکی از کتب زیرساز این دانش دانست.
ویژگی ها
قبل از جرجانی کسانی چون جاحظ و ابن درید و غیره در علم بیان آثاری از خود بجای گذاشته اند، اما بسیاری از اهل فن عبد القاهر جرجانی را موسس و واضع علم بلاغت می دانند چرا که آثار نویسندگان قبل از وی مشتمل بر ابحاثی پراکنده بود که از گوشه و کنار گرد آمده بود اما جرجانی اصول علم بلاغت را تدوین کرده، فروع این علم را به آن اصول بازگرداند و برای آن قواعد و اصولی مقرر نمود که از هرگونه نقص و تعقیدی خالی است و از تجرید و تعقیدهای منطقی که در آثار افرادی چون سکاکی نمایان است، به دور مانده است. در کتاب جرجانی توجه ویژه ای به محسنات بدیعیه شده است، در حالیکه این محسنات از دیدگاه عالمان علوم بلاغت متاخر امری خارج از مطابقت کلام با مقتضای حال به شمار می رفت و ایشان محسنات را صرفا آرایه ای لفظی برای کلامی که وجوه مطابقت را به دست آورده بود می دانستند. ویژگی دیگر این کتاب اینست که علاوه بر طرح مسائل مربوط، نشان از اجتهاد نویسنده آن دارد، چه در موارد بسیاری همزمان با توضیح یک اصطلاح بیانی چندان از آن لایه برمی گیرد که دریافت خواننده از آن با آنچه پیشتر در ذهن داشته کاملا متفاوت می گردد و اندیشه پیوسته در معرض مفاهیم ظریف و نازکی قرار می گیرد که به هرروی دریافت کامل آن را بر پژوهشگر دشوار می سازد و ره آورد این دشواری به دست آوردن مفهومی است ظریف که وجه امتیاز این کتاب نسبت به سایر کتاب های مشابه است. استعاره، مجاز، تشبیه تمثیل و دیگر اصطلاحات بیانی در کتاب اسرار البلاغه از مفهومی به مراتب پربارتر برخوردار است.
ساختار
کتاب مشتمل بر مقدمه مؤلف، فصلی درباره اقسام و انواع تجنیس، استعاره، اقسام تشبیه، فرق تشبیه با تمثیل، شبه عقلی، تفاوت تشبیه متعدد و تشبیه مرکب، فرق استعاره با تمثیل، سرقت شعری و اقسام آن، فرق تشبیه و استعارة، تعریف حقیقت و مجاز، مجاز عقلی و مجاز لغوی و تفاوت بین این دو و تقسیمات هریک، حذف و زیادت و غیره می باشد.
نسخه شناسی
...

جمله سازی با اسرار البلاغه فی علم البیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 280- بحار، ج 23، ص 112. بخشى از نامه حضرت به معاويه است كه قسمتى ازآن در نهج البلاغه فيض الاسلام، نامه 9 آمده است.

💡 483- نهج البلاغه، خطبه 124 و نهج البلاغه، صبحى صالح، ص 318، كلام200، (گردآورنده ).

💡 497- نهج البلاغه باب حكم و مواعظ شماره 361 مى فرمايد: وقتى كه تورا بـخـداونـد سـبـحـان حـاجـتـى اسـت. ابـتـدا صـلوات بـهرسول خدا را از او بخواه. آنگاه حاجت خود را بخواه زيرا خداوند كرمش بيش از اين است كهدو حاجت از او خواسته شود يكى از آندو را روا سازد و ديگرى را رد كند.

💡 قال على عليه السلام: استنزلوا الرزق بالصدقه. نهج البلاغه / حكمت 137

💡 145- نهج البلاغه، خطبه 204، امير مؤ منان على هر شب پس از نماز عشا اين خطبه را ايراد مى فرمود؛ هر چند در ابتادى خطبه كان كثيراً ما ينادى به اءصحابه آمده، ولى در جوامع روايى زمان آن، هر شب پس از نماز عشا ذكر شده است (ر.ك: بحار، ج 68، ص 172).

💡 449- نهج البلاغه، (ترجمه دكتر شهيدى ) نامه 67، (صص 352 351).