ادراک افتادن

لغت نامه دهخدا

ادراک افتادن. [ اِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) دست دادن تعقل و فهم: صواب آنست که آنرا [ تاریخ یمینی را ] بعبارتی که بافهام نزدیک باشد و ترک و تازیک را در این ادراک افتد بپارسی نقل کنی. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دست دادن تعقل و فهم و دریافت

جمله سازی با ادراک افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فعالیتهای ماهیچه کارگذاشته شده‌است که یک شبکهٔ پیچیده ایجاد می‌کند. این شبکه افتادن فرد سالمند، عدم هوشیاری، علائم

💡 ز اخوان راضیم تا دیدم انصاف خریداران گوارا کرد بر من چاه را از قیمت افتادن

💡 عالم امن است حیرانی مژه بر هم زدن خانه‌ها ز افتادن دیوار می‌گردد خراب

💡 كورى بهتر از جهل است. زيرا نهايت ترس از كورى به چاه افتادن است و حداقل ترس از جهل، غرق شدن در درياى گناهان است.

💡 چو گوی افتادن و خیزان به بود کار که هر کس که اوفتد خیزد دگر بار

💡 سؤ ال: بعد از كار افتادن شاه، تصميم شما و نظر شما در مورد دولت هاى آينده چيست ؟و بخصوص موضع شما راجع به نفت ؟

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز