لغت نامه دهخدا
( آبکشی کردن ) آبکشی کردن. [ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سقائی. کشیدن آب از چاه و مانند آن. || شستن و تطهیر شرعی تن در حمّام. تطهیر جامه پس از شستن با صابون.
( آبکشی کردن ) آبکشی کردن. [ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سقائی. کشیدن آب از چاه و مانند آن. || شستن و تطهیر شرعی تن در حمّام. تطهیر جامه پس از شستن با صابون.
( آبکشی کردن ) ( مصدر ) ۱ - کشیدن آب از چاه و مانند آن سقایی آبکشی. ۲ - شستن تن در حمام تطهیر. ۳ - تطهیر جامه پس از شستن با صابون. آب کشیدن ( مصدر ) ۱ - بر آوردن آب از چاه و مانند آن با دلو. ۲ - حمل آب از جایی بجایی. ۳ - شستن جام. صابون زده با آب پاک تا اثر صابون محو شود. ۴ - تطهیر شرعی نمازی کردن چیزی متنجس. ۵ - نفوذکردن آب در جراحت چرک پیدا کردن زخم بسبب آلوده شدن با آب ناپاک هو کشیدن. یا آب کشیدن غذایی. خورنده را تشنگی آوردن.
سقایی کشیدن آب از چاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فردای قتل رزمآرا، روز ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ کمیسیون نفت پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را تصویب و اعلام کرد.
💡 چراغ کشته روشن می توان کردن ز مژگانش به چشم هر که آن رخسار آتشناک می آید
💡 مواد را قبل از اضافه کردن به لازانیا با یکدیگر تفت میدهند تا مخلوطی یکدست بهدست آید.
💡 استر تصمیم میگیرد که با نثار کردن جان خود، از نقشههای بدخواهان جلوگیری کند.
💡 لطفاً کمک کنید این مقاله بوسیلهٔ اضافه کردن منابع قابل اطمینان بهبود و پیشرفت یابد.
💡 کنم از بهر تو دانسته خلاف دل خویش چون خلاف دل دانای تو نتوان کردن