ابوحنیفه احمد بن داود دینوری

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] احمد بن داود بن ونند، گیاه شناس، مورخ، جغرافیادان، ستاره شناس و ریاضی دان، نحوی و لغت شناس بوده و به علوم هند آشنائی داشته است.
نسب و نام ابوحنیفه بدین گونه ضبط شده است: ابوعبدالله بن علی العشاب، و می نویسد در صف اول گیاه شناسان و علمای خواص ادویه است و سفرهای بسیار برای شناختن منابت نبات و اسامی آن کرده است – انتهی. لکن بنظر می آید که ابوعبدالله بن علی العشاب عالم حشایشی دیگری است چه نه نام و نه کنیت خود و پدر او با ابوحنیفه احمد بن داود موافقت ندارد. حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده گوید ابوحنیفه بامر رکن الدوله به سال ۳۳۵ در اصفهان زیجی کرد و لکن این سهوی است، چه طلوع دولت آل بویه پس از وفات ابوحنیفه است.
مشایخ
از مردم دینور، ادب از بصریین و کوفیین فراگرفت و از سکیت و ابن السکیت کسب فوائد کرد و در بسیاری از علوم چون نحو و لغت و هندسه و علوم هند بارع بود و در روایت صادق و ثقه است.
فعالیت علمی
وی در سال ۲۳۵ به اصفهان رفت و در آنجا به کار ستاره شناسی و هیئت و ثبت نتایج محاسبات نجومی رصدخانه خود مشغول شده. درباره مقام ادبی وی تا آنجا رفته اند که وی را با جاحظ مقایسه کرده و ابوسعید سیرافی گفته است که بیان ابوحنیفه خوش تر و گفتار ابوعثمان یعنی جاحظ شیرین تر است. برای دینوری بیست و یک اثر در زمینه های مختلف یاد شده است.ابن ندیم آثار دینوری را برشمرده و دانش او را برگرفته از بصری ها و کوفی ها دانسته است. او دینوری را متجرد در لغت و هندسه و حساب و هیئت معرفی کرده و وی را موثق شمرده است.
آثار
...

جمله سازی با ابوحنیفه احمد بن داود دینوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن مرد در حال بدانست که سخن از کجاست. از آن اعتقاد برگشت وتوبه کرد. از برکات امام ابوحنیفه.

💡 به اعمش گفتند: چرا دیده ات کم سوی گشته است؟ گفت: از دیدار سنگین دلان. نیز گفته اند: که روزی ابوحنیفه نزد وی شد و گفت: در خبر آمده است که اگر خداوند چشمان کسی را از او برگیرد، در عوض چیزی بوی خواهد داد که از آنها بهتر بود.

💡 پس قضا به شریک دادند و ابوحنیفه او را مهجور کرد و هرگز با وی سخن نگفت.

💡 مالک انس گفت: ابوحنیفه را چنان دیدم اگر دعوی کردی که این ستون زرین است دلیل توانستی گفت.

💡 ابوحنیفه گفت: نیت کردم که هر شب هزار رکعت نماز کنم.

💡 دردی عظیم از این معنی به وی فرود آمد و قرار ی از وی برفت. متحیر گشت و همچنین به درس امام ابوحنیفه رفت. امام او را بر این حال دید. گفت: تو را چه بوده است؟