ابو نائله

لغت نامه دهخدا

( ابونائلة ) ابونائلة. [ اَ ءِ ل َ ] ( اِخ ) سلکان بن سلامةبن دقش. صحابی انصاری است. او شاعر و از رمات اصحاب بود. و به امر رسول صلوات علیه در قتل برادر رضاعی خویش دستیاری کرد.

فرهنگ فارسی

او شاعر و از رمات اصحاب بود

جمله سازی با ابو نائله

💡 نائله در اردوگاه پناهندگی «بلاطه» در نزدیکی نابلس زاده شده و همانجا زندگی می‌کند. دو برادرش برای شرکت در انتفاضه دوم در اسرائیل زندانی هستند و یکی از آنان کشته شده است.

💡 نائله خلیل خبرنگاری فلسطینی است. او در سال ۲۰۰۸ موفق به دریافت جایزه آزادی مطبوعات سمیر قصیر شد.

💡 در بسيارى از روايات كه از طرق شيعه و اهل تسنن آمده، چنين مى خوانيم كه در عصر جاهليتمشركان در بالاى كوه صفا بتى نصب كرده بودند بنام اساف و بر كوه مروه بت ديگربنام نائله و به هنگام سعى از اين دو كوه بالا مى رفتند و آن دو بت را به عنوان تبركبا دست خود مسح مى كردند، مسلمانان به خاطر اين موضوع از سعى ميان صفا و مروه كراهتداشتند و فكر مى كردند در اين شرائط سعى صفا و مروه كار صحيحى نيست.

💡 - نائله عیسی‌یوا «ترا فقط دوست داشتم»، «زیباست»، «لاله»، «اینجی چیچیی»، «با دو دختر»، «می‌خواهم تنها بمانم»، «زودتر بیایید»، «دنیای من»

💡 نائله خلیل معتقد است باید با «توطئهٔ سکوت، مصلحت‌جویی و موضوعات ممنوعه» مبارزه کند و «در مناطق تاکنون ممنوعه کمی پیش‌تر روند. نه از دولت حمایت کنند و نه از اپوزیسیون.»