ابن جاندار
دانشنامه اسلامی
[ویکی شیعه] حسین بن شهاب الدین بقاعی کرکی عاملی مشهور به ابنِ جاندار (۱۰۱۲- ۱۰۷۶ق)، ادیب، نحوی، شاعر، متکلم، اخباری و نیز طبیب شیعی است.
درباره ضبط جاندار که نام یکی از نیاکان او و در فارسی به معنای نگهبان و سلاح دار است، مورد اختلاف است و به صورت خاندار نیز آمده و برخی به جای آن حیدر آورده اند؛ اما در بیشتر مآخذ جاندار ترجیح داده شده است.
جمله سازی با ابن جاندار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرود آخرین مرحله پرواز میباشد، که از آن طریق یک جاندار پرنده یا یک هواگرد یا فضاپیما به زمین یا هر سطح دیگری بازمیگردد.
💡 به هر گونه اسید دیاکسیریبونوکلئیکی که سرچشمهٔ آن از بیرون از جاندار باشد، دیانای برونزاد میگویند.
💡 دکان چرا گیرم چو او بازار و دکانم بود سلطان جانم پس چرا چون بنده جانداری کنم
💡 ای جان خوشرفتار من میپیچ پیش یار من تا گویدت دلدار من ای جان و ای جاندار من
💡 آن خداوندی که هست او بینیاز از بندگان وان جهانداری که او را حاجب و جاندار نیست
💡 زندهزایان خانوادهای از جانداران میباشند که تا هنگام تولد، نوزاد درون تخم در بدن مادر باقی مانده و در زمان تولد به گونهای که شبیه به زایش است، از بدن مادر خارج میشود.