ابن قاسم غزی

لغت نامه دهخدا

ابن قاسم غزی. [ اِ ن ُ س ِ م ِ غ َزْ زی ] ( اِخ ) شمس الدین ابوعبداﷲ محمدبن قاسم غزی. یکی از علمای شافعی، و او چنانکه حاجی خلیفه گوید به ابن الغرابیلی نیز مشهور است. او راست حواشی بر کتاب عقاید نسفی و شرحی بر رساله ابوشجاع اصفهانی و این کتاب میان شافعیان معروف ومتداول است. وفات او به سال 918 هَ.ق. بوده است.

فرهنگ فارسی

یکی از علمای شافعی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اِبْن ِ قاسِم ِ غَزّی، ابوعبدالله شمس الدین محمد بن قاسم بن محمد ابن محمد (۸۵۹ - ۹۱۸ق /۱۴۵۵-۱۵۱۲م )، فقیه شافعی و ادیب می باشد. سخاوی او را ابن غرابیلی خوانده است.
ابن قاسم در غزّه تولد و نشأت یافت و در همان جا به فراگیری علوم مختلف از قبیل حدیث، فقه و ادبیات روی آورد و قرآن را حفظ کرد.
بهره علمی
وی در ۸۸۱ق /۱۴۷۶م به مصر رفت و تحصیلات خویش را نزد مشایخ مشهور آنجا، از جمله بدرالدین ماردانی که حساب و جبر را به وی آموخت و جوجری، حصنی، جمال الدین کورانی و دیگران ادامه داد.سپس در جامع ازهر به تدریس پرداخت و همراه با آن به افتاء و خطابت در جامع القلعه نیز مشغول بود. او با مشاهیر مصر در آن روزگار مانند شهاب الدین ابشیهی و سخاوی ارتباط داشته و به ویژه با سخاوی اطلاعات علمی و کتاب مبادله می کرده است.
ابن قاسم از دیدگاه سخاوی
سخاوی تنها کسی است که از زندگی ابن قاسم با تفصیلی بیشتر سخن گفته است، ولی در منابع دیگر فقط نام نوشته های او آمده است. چون سخاوی پیش از ابن قاسم غزی درگذشته است به وفات وی اشاره ای ندارد، اما حاجی خلیفه تاریخ درگذشت وی را ثبت کرده است.
آثار
...

جمله سازی با ابن قاسم غزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون لشكر به كوفه برگشتند آن شخص تميمى سر را به گردن اسب خويش آويختهروبه قصرالا ماره ابن زياد نهاده بود، قاسم پسر حبيب كه در آن روز غلامى مراهق بودسر پدر را ديدار كرد دنبال آن سوار را گرفت و از او مفارقت نمى نمود، هرگاه آن مردداخل قصر الا ماره مى شد او نيز داخل مى گشت و هر گاه بيرون مى آمد او نيز بيرون مىآمد.

💡 و نيز در آن كتاب گفته كه: خبر داد مرا مردى ازاهل ايمان از اهل بلاد ما كه او را شيخ قاسم مى گويند و او بسيار به حجّ مى رفت. گفت:روزى خسته شدم از راه رفتن. پس خوابيدم در زير درختى و خواب منطول كشيد و حاج از من گذشتند و بسيار از من دور شدند. چون بيدار شدم، دانستم از وقتكه خوابم طول كشيد و اين كه حاج از من دور شدند و نمى دانستم كه به كدام طرف متوجهشوم. پس به سمتى متوجّه شدم و به آواز بلند فرياد مى كردم: (يا صالح !) و قصدمى كردم به اين، صاحب الامر عليه السلام را. چنانكه ابن طاووس ذكر كرده در كتاب(امان ) در بيان آنچه گفته مى شود در وقت گم شدن راه.

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز