فرهنگ معین
( آب رز دادن ) ( ~ رَ. دَ ) (مص م. ) ۱ - شراب نوشاندن. ۲ - زهرآب دادن.
( آب رز دادن ) ( ~ رَ. دَ ) (مص م. ) ۱ - شراب نوشاندن. ۲ - زهرآب دادن.
( آب رز دادن ) ( مصدر ) ۱ - شراب دادن باده پیمودن. ۲- زهر آب دادن ( تیغ پیکان و مانند آن )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بس می روید امشب از چراغ ما گل شادی به دست عندلیبش می توان دادن چو گلدسته
💡 و بعضى گفته اند: پيچيدن ساق دنيا كه همان سختى جان دادن است، به ساق آخرتيعنى شدت هول مطلع است.
💡 نفس را بریان و حلوا میدهی، او دشمنست دشمنان را دادن حلوا و بریانی، چه سود
💡 ۴- در شروع بازی (منظور همان دستی که با ۲ گیشنیز شروع میشود) کسی اجازه رد دادن کارت دل و بی بی پیک ندارد یعنی کسی امتیاز منفی نمیخورد.
💡 همانند برجهای استوانهای فولادی هستند، با این تفاوت که از روی هم قرار دادن بلوکهای بتنی ساخته میشود.
💡 سر خاکم گواهی ده به نیکی کز نکوییهاست پس از مردن به نیکویی گواهی بر بدان دادن