گی بر

لغت نامه دهخدا

گیبر. [ گ َ / گ ِ ب ُ ] ( اِ ) ظاهراً مرکب از: گی + بر [ برنده ]. ( حاشیه برهان چ معین ). نوعی از پیکان تیر باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و آن را زره بر نیز گویند. ( حاشیه برهان قاطع چ معین از فرهنگ رشیدی ):
ز آمدشدِ گیبر کینه کوش
یکی سقف آمد هوا چوب پوش.هاتفی.

فرهنگ فارسی

( صفت و اسم ) نوعی از پیکان تیر: ز آمد شد گیبر کینه کوش یکی سقف آمد هوا چوب پوش. ( هاتفی )

جمله سازی با گی بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به مینو ز دار فنا رخت بست به اورنگ پاینده گی بر نشست

💡 از آن شد پیاده شه حق پرست به زین دگر باره گی بر نشست

💡 گرم بود بیننده ی روشنا نبودی تو را چیره گی بر منا

💡 چو آن خیره گی بر به یاران شاه پدید آمد از آن بد اختر سپاه

💡 فرو ماند از کر و فر باره گی بر او چیره گشتند یکباره گی

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز