لغت نامه دهخدا
چرابه. [ چ َ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) قیماقی که بر روی شیر بندد. ( برهان ) ( آنندراج ). سرشیر که بر روی شیر بندد. ( ناظم الاطباء ). چربی روی شیر. سرشیر. قیماغ.
چرابه. [ چ َ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) قیماقی که بر روی شیر بندد. ( برهان ) ( آنندراج ). سرشیر که بر روی شیر بندد. ( ناظم الاطباء ). چربی روی شیر. سرشیر. قیماغ.
(چَ بِ ) (اِ. ) چربی ای که روی شیر بندد.
چربی ای که روی شیر میبندد، سرشیر، خامه، قیماق.
( اسم ) چربیی که روی شیر بندد سر شیر قیماق.
چربی ای که روی شیر بندد.
💡 و اين مرحله يكى از مراحل ايمان است، كه هر مؤ منى به آن مرحله برسد صفاتى در اورشد مى كند، كه از همه روشنترش تسليم شدن در برابر همه دستورات و مقدراتى استكه از ناحيه خداى تعالى به وى مى رسد و چنين كسى ديگر حالت اعتراض و چون و چرابه خود نمى گيرد، نه در زبان رده اى مى گويد، و نه دردل نقى مى زند، و به همين جهت است كه مى بينيم در آيه مورد بحث تسليم را مطلق آوردهاست.
💡 ايـن شـش آيـه حـكايت مخاصمه تابعين و متبوعين است كه در روز قيامت با يكديگر دارند، واگـر از ايـن مـخاصمه تعبير به (تسائل پرسش طرفينى ) كرده، از اين جهت است كهمـخـاصـمـه آنان در معناى اين است كه به عنوان ملامت و عتاب، اين عده از آن عده مى پرسندكه شما متبوعين و روسا چرا ما را به كفر كشانديد و آن عده در پاسخ مى گويند: شما چرابه حرف ما گوش داديد، مگر ما شما را مجبور كرديم ؟
💡 پس چون آن شخص فوت شد، به نزد آن حضرت آمدند و گفتند: فلان عابد مرد، آنحضرت گفت: او را دفن كنيد؛ و به جنازه او حاضر نشد. پس بنىاسرائيل بر داود عليه السلام انكار كردند و كار او را نپسنديدند و تعجب كردند كه چرابه جنازه او حاضر نشد، و چون او را غسل دادند پنجاه كس برخاستند و گفتند: به خداشهادت مى دهيم كه بغير از نيكى از او چيزى نمى دانيم و در نماز او نيز پنجاه نفر اينچنينشهادت دادند.
💡 سپس نتيجه ميگيرد كه با اين حال همان ايرادات سابق را بر ما تكرار مى كردند كه چرابه انسانى ماموريت رهبرى دادهاى و چهره حقيقت را بر ما پوشانيدهاى (و للبسناعليهم ما يلبسون ).