لغت نامه دهخدا
پلوه. [ پ ِ وِ / پ ِ ل ُ وِ ] ( اِخ ) نیکلادو.کاردینال فرانسه، یکی از رؤسای لیگ ( اتحاد کاتولیکها در فرانسه در اواخر مائه شانزدهم م. ) مولد ژوی سوتل بسال 1518 م. و وفات در 1594.
پلوه. [ پ ِ وِ / پ ِ ل ُ وِ ] ( اِخ ) نیکلادو.کاردینال فرانسه، یکی از رؤسای لیگ ( اتحاد کاتولیکها در فرانسه در اواخر مائه شانزدهم م. ) مولد ژوی سوتل بسال 1518 م. و وفات در 1594.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پلوه زیوری طلایی که در غضروف بین دو سوراخ بینی قرار میگیرد.