پشند

لغت نامه دهخدا

پشند. [ پ َ ش َ ] ( اِخ ) فشند. نام قریه ای از اعمال طهران.
پشند. [ پ َ / پ ِ ش َ ] ( اِ ) لیف خرما که از آن رسن بافند و آنرا کپال و کپاک نیز گویند. ( مجمعالفرس سروری ).

فرهنگ فارسی

قصبهای جزو بخش کرج شهرستان تهران استان مرکزی در ۴٠ کیلومتری شمال غربی کرج و ۱۲ کیلومتری شمال ینگی امام. کوهستانیسردسیراست و ۱۸۹۶ تن جمعیت دارد. محصولغلاتبنشنمیوهشغل مردم کشاورزی و گله داری است. صنایع دستی زنان میوه چینی و کرباس بافی است. معدن زغال سنگ دارد که استخراج میشود.
( اسم ) لیف خرما که از آن رسن بافند کپاک.
فشند نام قریه از اعمال طهران

جمله سازی با پشند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیب‌زمینی نخستین بار توسط جان ملکم در اواسط پادشاهی فتحعلی‌شاه قاجار به ایران آورده شده است، برای همین در ابتدا به آن «آلوی مَلکُم» می‌گفتند. نخستین جایی که در ایران سیب‌زمینی کاشته شد، روستای پشند در استان البرز بوده است. به همین دلیل همچنان سیب‌زمینی پشندی در ایران معروف است.

💡 دین بیشتر مردم بومی پشند اسلام با گرایش شیعه دوازده امامی است. اما ارامنه نیز در این روستا سکونت دارند، بعد از انقلاب ۵۷ تعداد ارامنه رفته رفته کم شده و به بیشتر آنها به آمریکا مهاجرت کرده‌اند، اما هنوز در این روستا ساکن هستند، رد پای آیین‌های کهن (به ویژه زرتشتی) در فرهنگ و ادبیات بومی و یافته‌های تاریخی مشاهده می‌شود.

💡 سابقه سکونت در این روستا به دوران بسیار کهن برمی‌گردد؛ و همه مردم مردم روستا متفق‌القول بر این باورند که پشند بسیار کهن‌سال است. از نظر زبانی مردم پشند به زبان تاتی صحبت می‌کنند.

یکهفته یعنی چه؟
یکهفته یعنی چه؟
درب یعنی چه؟
درب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز