لغت نامه دهخدا
وفار. [ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ وفرة، و آن موی مجتمع بر سر یا موی تا نرمه گوش است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). رجوع به وفرة شود.
وفار. [ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ وفرة، و آن موی مجتمع بر سر یا موی تا نرمه گوش است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). رجوع به وفرة شود.
جمع وفره و آن موی مجتمع بر سر یا موی تا نرمه گوش است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رابعا، در آيه اى ديگر آمده است: فاضرى لهم طريقاً فى البحر يبسا كه دلالتدارد راهى كه در دريا باز شد حتى رطوبت نيز نداشت و دقيقا دريا به خشكىتبديل شد؛ چنان كه در طوفان نوح خشكى به دريامبدل گشت و تنورى كه جز آتش از آن مشاهده نمى شد، به جوشش آمد و آب از آن فورانكرد: وفار التّنّور.