نقاوت

لغت نامه دهخدا

نقاوت. [ ن َ وَ ] ( از ع اِمص ) پاکیزگی. ( غیاث اللغات ). نقاوة. رجوع به نقاوة شود. || ( مص ) پاک شدن. ( یادداشت مؤلف ). نقاوة. رجوع به نقاوة شود.
نقاوة. [ن َ وَ ] ( ع اِ ) بهین. ( دهار ). خیار و خلاصه چیزی. ( از اقرب الموارد ). برگزیده چیزی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). نقوة. نقایة. ( منتهی الارب ). نُقاوَة. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). نقاة. ( اقرب الموارد ). ج، نقا، نقاء. رجوع به نقاوه شود. || ( مص ) پاکیزه گردیدن. ( از منتهی الارب ). پاک شدن. ( زوزنی ) ( دهار ). نقاء. نقائة. نقایة. نُقاوَة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به نقاء شود.
نقاوة. [ ن ُ وَ ] ( ع اِ ) برگزیده. خلاصه. ( آنندراج ). رجوع به نَقاوَةشود. || گیاهی است شور که بدان جامه شویند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج، نقاوی. || ( مص ) نقاء. نقائة. نقایة. نَقاوَة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به نقاء و نَقاوَة شود.

فرهنگ معین

(نَ وَ ) [ ع. نقاوة ] (مص ل. ) ۱ - پاکیزه گشتن. ۲ - خالص شدن. ۳ - نیکو گردیدن.

فرهنگ عمید

پاکیزه شدن، خالص شدن، نیکو شدن.

فرهنگ فارسی

پاکیزه کردن، خالص شدن، نیکوشدن
۱- (مصدر ) پاکیزه گشتن. ۲ - خالص شدن. ۳ - نیکو گردیدن. ۴ - ( اسم ) پاکیزگی. ۵ - خلوص بی غشی. ۶ - نیکویی. ۷ - ( اسم ) نخبه برگزیده.

ویکی واژه

نقاوة
پاکیزه گشتن.
خالص شدن.
نیکو گردیدن.

جمله سازی با نقاوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اى عزيز من هر چيز را ميزانى در خور خودش مقرر است، كه حقيقت آن به او سنجيده مى شودو ميزان تدين متدين مساوات است به اين معنى كه بندگان خدا را بدون فضيلتشرعيه بر يكديگر ترجيح ندهد، و فضيلت شرعيه همان تقوى و ورع و گسستگى ازدنيا و علم صفاوت و نقاوت است نه دولت و عزت و منصب، همانا اين گونه مناصب درمحل فنا و زوال است و منصب خدايى را انجام بقا و سعادت است.

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز