نسور

مترادف‌ها

کرکس‌ها

لغت نامه دهخدا

نسور. [ ن ُ ] ( ع اِ )ج ِ نسر، به معنی کرکس. رجوع به نسر شود:
دو چیز بودبه رزم تو ماتم و سور
هم ماتم دشمنان و هم سور نسور.یزدانی.این شهر سوری داشت که نسور بر موازاة شرفات او نرسیدندی. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 257 ). از آن طایفه سباع را اشباعی تمام و نسور را سوری به نوا حاصل شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 191 ). سباع بی نزاع با ذئاب درساختند و نسور بی نشور با عقاب همخوان گشتند. ( جهانگشای جوینی ).
از اثر تیغ او به عرصه هیجا
شور نشور است و نیز سور نسور است.دهخدا.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع نسرکرکسها.

جمله سازی با نسور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 که نسازی عبیر صدرت را طعمهٔ یک جهان کلاب و نسور

💡 نه آن عجب که ز دزد ایمنند با عدلش از این عجب که روند ایمن از اسود و نسور

💡 پرندگان شکاری مانند نسور در اکوسیستم‌های طبیعی نقش بسیار مهمی در پاکسازی طبیعت از لاشه‌های حیوانات مرده ایفا می‌کنند که از بیماری‌ها جلوگیری می‌کند.

💡 تماشای پرواز بلند و باشکوه نسورها در بالای قله‌های مرتفع کوهستان، تجربه‌ای هیجان‌انگیز و فراموش‌نشدنی برای عکاسان حیات وحش است.

💡 بسیاری از مردم به دلیل ظاهر ترسناک و عادت به خوردن گوشت‌های فاسد، نسبت به حضور نسورها در نزدیکی سکونتگاه‌ها احساس ناامنی می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران