لغت نامه دهخدا
منزور. [ م َ] ( ع ص ) اندک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): عطاء منزور؛دهش کم و اندک. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
منزور. [ م َ] ( ع ص ) اندک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): عطاء منزور؛دهش کم و اندک. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
اندک. عطائ منزور دهش کم و اندک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روژا نیو (۱۹۶۳)، ریا آزادی (۱۹۷۶)، تیرج (۱۹۷۹) و جنگ (۱۹۹۷) به زبان کردی, ارمین (۱۹۹۱)، آتش هیرسیزی (۱۹۹۲)، اوتوپیا، ایشکین، منزور (۲۰۰۰)، بزووار (۲۰۰۹) مجلاتی به زبان ترکی هستند که شامل متون به زبان زازا هستند. در این دوره روزنامه هایی نیز به زبان زازاکی منتشر می شد.