لغت نامه دهخدا
ملتحب. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) به راه فراخ رونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). رونده در راه فراخ. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به التحاب شود.
ملتحب. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) به راه فراخ رونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). رونده در راه فراخ. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به التحاب شود.
به راه فراخ رونده. رونده در راه فراخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منصور شهابی میگوید: «زمان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۸–۱۹۸۰) در روز حمله صدام حسین و اعراب به ایران در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ میلادی، استاد که مریض بودند بقدری ملتحب و شوریده حال شدند و حالشان چنان خراب شد که من مجبور شدم پدرم را چند روزی در بیمارستان بستری کنم. پدر با صدایی ضعیف مرتب تکرار میکرد: «پروردگارا ایرانیان و ایران زمین را حفظ کن.»