معقم

لغت نامه دهخدا

معقم. [ م َ ق ِ ] ( ع اِ ) یکی معاقم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). هریک از مهره های پشت از بند گردن تا بن دنب. ج، معاقم. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به معاقم شود. || گره ِ کاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گرهی که در کاه باشد. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با معقم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد از اين حرفها نتيجه اين شد كه همانا اولاً براى دهان يك نظافت كننده و همچنين يكمطهر و عقيم كننده اى لازم است تا اين ميكروبهايى را كه در دهان وجود دارد از بين ببرد (وآنها را زايل كند) و از بروز ميكروبهايى در جاى اين ميكروبها مانع شود. شارع مقدسثابت كرده كه اين منظف، مطهر و معقم، تنها مسواك كردن است كه در اين وقت معالجه مىكند، همانطور كه مسواك كردن عملى است كه بسيارى از امراضى كه ممكن است متعرضانسان شود و اين امراض نتيجه خراب بودن دندانها مى باشد، باز مى دارد كه از جمله اينامراض و بيماريها، بيماريهاى معده مى باشد؛ چونكه مسواك كردن، معده را سالم مى كندهمانطور كه گذشت. اين اثر به استثناى آثار زيادى بود كه اشاره كرديم و در آيندهنيز به خواست خدا اشاره خواهيم كرد. همانطور كه ملاحظه مى شود شارع، مسواك كردن رامطهر و پاكيزه كننده تمام دهان قرار داده نه تنها پاك كننده دندانها، ولى شرط مسواككردن اين است كه به صورتى استعمال شود كه شارع آن را مى پسندد و در اوقات و باوسايلى مسواك كردن صورت گيرد كه شارع آنها را ثابت كرده است.

روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز