گوش پیچیده
لغت نامه دهخدا
گوش پیچیده.[ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از گوشمال داده. ( انجمن آرا ). کنایه از آگاهانیده شده، و لهذا بر شاگرد اطلاق کنند. ( آنندراج ). گوشمال داده و سیاست شده. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از شاگرد. ( برهان ) ( انجمن آرا ). شاگرد و تلمیذ و شاگرد مکتبی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
۱ - کسی که گوشهای خود را با پارچه و غیره پیچیده و پوشانده. ۲ - گوشمال داده تنبیه شده. ۳ - شاگرد تلمیذ.
جمله سازی با گوش پیچیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر جهان زیر و زبر گردد، نمی جنبد ز جا هر که صائب پا به دامان رضا پیچیده است
💡 من نمی دانم که از آه دل محزون کیست این قدر دانم که پیچیده ست در عالم غبار
💡 نامهای دوشم فرستادی به نام آشتی چون به دیدم، بیست جنگش در میان پیچیدهای
💡 از جنون پیچیده ام دامن به زنجیر کمر از چمن امروز همچون بوی سنبل می روم
💡 از همرهی عقل به جایی نرسیدیم پیچیده تر از راه بود راهبر ما
💡 می چکد خون نیاز عاشق از بال و پرت ای کبوتر نامه را دست چه کس پیچیده است