گور پاره بسامان

فرهنگستان زبان و ادب

{partial articulated burial, mutilated burial} [باستان شناسی] گوری که در آن بقایای استخوانی یک جسد به تکه هایی تقسیم شده است و فقط بخش هایی از آن در حالت طبیعی و منظم قرار دارد

جمله سازی با گور پاره بسامان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دست بر هم می زنم از حسرت دامان تو منکه پشت پا بسامان دو دنیا می زنم

💡 تن به لنگر ندهد کشتی طوفان زدگان سر عاشق چه خیال است بسامان گردد؟

💡 عشق تو مرا چنین خراباتی کرد و رنه بسلامت و بسامان بودم‌

💡 چو خسرو بود در دانش بسامان سوی گلرخ فرستادش بدرمان

💡 بر خاک فتاده آن پریشان چون گل بر گل بنشسته این بسامان چو غبار

💡 هر کسی در عشق تازد عشق او را سر شود وانکه عشقش شد بسامان فکر سامان کی کند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران