لغت نامه دهخدا
گلگون اهتزاز. [ گ ُ اِ ت ِ ] ( ص مرکب ) اسبی که در جنبش و حرکت چون گلگون باشد. به روش گلگون. به دویدن گلگون:
اعوجی کردار و دلدل قامت و شبدیزنعل
رخش فرمان و براق اندام و گلگون اهتزاز.منوچهری.
گلگون اهتزاز. [ گ ُ اِ ت ِ ] ( ص مرکب ) اسبی که در جنبش و حرکت چون گلگون باشد. به روش گلگون. به دویدن گلگون:
اعوجی کردار و دلدل قامت و شبدیزنعل
رخش فرمان و براق اندام و گلگون اهتزاز.منوچهری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شود از اهتزاز باد گرزش نُه فلک فانی بدان آیینکه بر دریا حباب از جنبشب صرصر
💡 سرانجام انقلاب اسلامى ايران، پس از سال ها و مبارزه عليه طاغوتيان در 22 بهمن1357 به پيروزى رسيد و پرچم پرافتخار جمهورى اسلامى در آن به اهتزاز درآمد.
💡 ای خاک راه گشته عبیر از عبور تو در اهتزاز و وجد سریر از سرور تو
💡 قبول شعر من اندر جهان از آن قِبَل است که از تو شعر مرا اهتزاز و تحسین است
💡 در سال ۱۲۶۶ هجری، والی خرمشهر پرچم ایران را در این شهر به اهتزاز درآورد و از جانب امیرکبیر مورد تشویق قرار گرفت و لقب خان به او داده شد..
💡 این سرود در سال ۱۸۱۴ توسط فرانسیس اسکات کی نوشته شد، و به زبانهای دیگر نیز خوانده شدهاست. موضوع سرود در مورد پایداری پرچم آمریکا در قلعه مک هنری در بالتیمور، و اهتزاز آن در برابر توپخانه ناوهای بریتانیا درون خلیج چساپیک در جنگ ۱۸۱۲ علیه بریتانیا است.