گریه دزدیدن

لغت نامه دهخدا

گریه دزدیدن. [ گ ِرْ ی َ / ی ِ دُ دی دَ ] ( مص مرکب ) گریه در خود داشتن. پر از گریه بودن:
بود گریه دزدیدن چشم بیدل
چو زخمی که او آب دزدیده باشد.بیدل ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گریه داشتن.

جمله سازی با گریه دزدیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به سرزمین موعود، برج تاریک، ثور: رگناروک، به‌هوای دزدیدن اسب‌ها و ۱۲ نیرومند اشاره نمود.

💡 اولین باری که دست به سرقت بردم دزدیدن یک دستگاه خودروی پژو ۲۰۶ بود و برای سرقت آن هم سه بار به زندان رفتم. وقتی از زندان بیرون آمدم، بیکاری و وضعیت بد زندگی مرا مجبور کرد تا دوباره دست به سرقت بزنم و تبدیل شوم به یک سارق حرفه‌ای. هر بار که سرقت می‌کردیم می‌دیدیم درآمدی که از این راه کسب می‌کنیم ناچیز است و بنابراین حریص تر می‌شدیم تا بار دیگر دست به سرقت بزنیم. وی افزود این بار دیگر بار آخر بود و بعد از فروش طلاهای طلافروشی فردیس کرج قصد داشتیم تا از کشور خارج شویم. "

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز