لغت نامه دهخدا
گرک یراق. [ گ َ رَ ی َ ] ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) حامی. پشتیبان. دافع از کسی.
گرک یراق. [ گ َ رَ ی َ ] ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) حامی. پشتیبان. دافع از کسی.
حامی پشتیبان مدافع.
💡 ریشهشناسی: روسی kaftan، از ترکی، از فارسی «خفتان». ردایی نظامی، تا قوزک پا و آستینهای بسیار بلند و پرشده از پنبه یا ابریشم و یراق کمربندی رایج در سدههای میانی اسلام.
💡 تاب آمیزش جنسی (که با نام تسمهٔ آمیزش جنسی هم شناخته میشود) نوعی یراق و زین جنسی است. در هنگام استفاده از این وسیله، هنگامی که دو نفر در حال آمیزش جنسی هستند، یکی از این تاب آویزان است و دیگری میتواند آزادانه حرکت کند.
💡 مرزبان خان و پسرهای او در اول خاک شاندرمن با اهالی آنجا که اغلب سواره بوده و با یراق و اسلحه صحیح آمده بودند.
💡 نمرههای یراق که اندازه آن را به سانتیمتر مشخص میکند: ۱، ۲، ۵ر۲، ۳، ۴ است؛ و به شکلهای ساده، مارپیچ، زنجیرهای و منقوش به فروش میرسد. یراق واژه ترکی است.
💡 ماشین نواربافی، ریشهبافی، منگولهبافی، ابریشمتابی، سرمهتابی، طنابتابی، قیطانبافی، سنبلهبافی، برزنتبافی، یراقبافی، سیمسازی و نخ پیچی.