لغت نامه دهخدا
گردنان نظم. [ گ َ دَ ن ِ ن َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شعرای نامدار است. ( برهان ) ( آنندراج ).
گردنان نظم. [ گ َ دَ ن ِ ن َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شعرای نامدار است. ( برهان ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ده بیار از آن که به تاثیر خاصیت بسیار گردنان را سر زیر گام کرد
💡 خسروان در رهش کُله بازان گردنان بر درش سراندازان
💡 از پی منّت وجود تو کرد گردنان را به زیرِ وام ایزد
💡 سگ تو مغز سر گردنان خورد شاید که دشمن تو جگر میخورد ز خوان جهان
💡 خلافم نه تنها تو را کرد پست بسا گردنان را که گردن شکست
💡 در عشق تو گردنان گردون را گردن ننهم همی ز جباری