گرداب بیگدلی
مترادفها
گرداب اندوه، طوفان غم
لغت نامه دهخدا
گرداب بیگدلی. [ گ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ماهور و میلاتی بخش خشت شهرستان کازرون، واقع در 48000گزی شمال کنارتخته. هوای آن گرمسیری و دارای 100 تن سکنه است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالی بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جمله سازی با گرداب بیگدلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به روزگار نادرشاه افشار، بیگدلیان به خدمت او درآمدند و عمدهٔ سفیران نادر از میان بزرگان بیگدلی انتخاب شده بودند؛ از آن جمله میتوان از مصطفیٰخانبیگدلی یاد کرد که به سفارت روم اعزام شد.
💡 بیگدلی پس از آزادی از زندان زندگی علمی خود را آغاز کرد. او در مدت اقامت در باکو در رشته زبانشناسی تحصیل و در سال ۱۹۶۹ مدرک دکترای علوم در رشته زبانشناسی را از آکادمی علوم اجتماعی، دانشکده زبان و ادبیات نظامی گنجوی دریافت کرد.