گذران کردن

لغت نامه دهخدا

گذران کردن. [گ ُ ذَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زندگی کردن. روز را بسر آوردن. زندگی را طی کردن: با مواجب کمی گذران میکند.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) زندگی کردن. معیشت داشتن امرار معاش: با مواجب کمی گذران میکند.

جمله سازی با گذران کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می ز مینا به قدح ریز و ز عشرت مگذر که به حسرت ز جهان گذران باید رفت

💡 گل رخسار تو دارد مدد از جای دگر ورنه تشریف بهار گذران اینهمه نیست

💡 به خوشدلی گذران بعد ازین، که باد اجل درخت عمر بداندیش را ز پا افگند

💡 گر بر دل خود ما را روزی گذرانی تو در دوزخ‌ِ پر‌آتش‌، ناریم ترا هرگز

💡 هنری میلر اغلب این بازی را برای گذران وقت در کافه های فرانسه در دهه 1930 انجام می داد.