کیو تکلامیشی

لغت نامه دهخدا

کیوتکلامیشی. [ ک َ ت َ ] ( اِخ ) نام جشنی مشهور در میان مغولان که در روز اول سال گیرند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نام جشنی مشهور در میان مغولان که در روز اول سال گیرند ٠

جمله سازی با کیو تکلامیشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهستان کیوان یکی از دهستان‌های استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان خداآفرین واقع شده‌است.

💡 اجرسفال کیوان یک روستا در استان خراسان جنوبی در ایران است که در دهستان علی‌جمال واقع شده‌است.

💡 منتهای اوج او را کس نداند تا کجاست اینقدر دانند کز ایوان کیوان برترست

💡 آلبوم مشترک با هایده، ستار، ابی، امیر آرام و کیوان رزازیان (نوار کاست)، آلبوم شماره ۱۴۵، نشر شرکت ترانه

💡 چرخ چندان گوهر رخشان نثار شاه ساخت کز حضیض خاک تا بالای کیوان تازه کرد

💡 جاهت ار گیرد حضیض ماه را در اهتمام از کمال رفعتش چون ذروه کیوان کند