لغت نامه دهخدا
کینه ایرج. [ ن َ / ن ِ ی ِ رَ ] ( اِخ ) به معنی کین ایرج است که نام لحن نوزدهم باشد از سی لحن باربد. ( برهان ). نام لحن نوزدهم از سی لحن باربد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کین ایرج شود.
کینه ایرج. [ ن َ / ن ِ ی ِ رَ ] ( اِخ ) به معنی کین ایرج است که نام لحن نوزدهم باشد از سی لحن باربد. ( برهان ). نام لحن نوزدهم از سی لحن باربد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کین ایرج شود.
نام لحن نوزدهم از سی لحن باربد ولی نظامی در فهرستی که در خسرو شیرین آورده آنرا لحن بیست و نهم از سی ویک لحن باربد یاد کرده: [ چو کردی [ کین ایرج ] را سر آغاز جهان را کین ایرج نو شدی باز. ] ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به زین اندر آورد گلرنگ را سرش تیز شد کینه و جنگ را
💡 بدو گفت کین شاه خورشیدفش که ایدر بیامد چنین کینهکش
💡 بیامد دوان تا به آوردگاه چنین گفت با رستم کینه خواه
💡 غبنم آمد که اژدهای سپهر تهمت کینه بر نهاد به مهر
💡 نبود آن دم آن بد رگ کینه ساز که بانو دو مهمانش آمد فراز
💡 پس لشکرش گرد هیتال داشت که در کینه در چنگ کوپال داشت