لغت نامه دهخدا
کوچه بندی. [ چ َ / چ ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) نشان کردن و علامت گذاشتن حد کوچه ها. ( ناظم الاطباء ).
کوچه بندی. [ چ َ / چ ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) نشان کردن و علامت گذاشتن حد کوچه ها. ( ناظم الاطباء ).
نشان کردن و علامت گذاشتن حد کوچه ها
💡 با پیشوای شهر بگویید: کای سلیم با ترس سر میآر و درین کوچه سر مدار
💡 هزار خاک نشین، آه می کشد ز پی ات نمی شود که به این کوچه بی غبار آیی
💡 «... تو همین کوچه سیدولی - که اون وقتا لوح قبرش پیدا شده بود و من
💡 خواستم تا نظری بنگرم و بازآیم گفت از این کوچه ما راه به در مینرود
💡 ما همچو آفتاب به هرجا رسیدهایم هر کوچهای که هست به عالم دویدهایم