فرهنگستان زبان و ادب
{prestack migration} [ژئوفیزیک] فرایند جمع بستن دامنۀ انرژی لرزه ای روی سطح زمان سیر و نسبت دادن آن به رأس سطح، یعنی نقطه ای با کوتاه ترین زمان سیر
{prestack migration} [ژئوفیزیک] فرایند جمع بستن دامنۀ انرژی لرزه ای روی سطح زمان سیر و نسبت دادن آن به رأس سطح، یعنی نقطه ای با کوتاه ترین زمان سیر
💡 سئوالکی ست رهی را به گاه نهضت و کوچ چو کوس فتح تو گوش سپهر بگزاید
💡 غم آن خورد کو ازین منزل چون کند کوچ، شادمان، خوشدل
💡 عشق زد بر در دل نوبت سلطان دگر کوچ کن کوچ که از صد طرف آوازه رسید
💡 در فلک ولوله انداخت که کوچ سپه است در زمین زلزله افکند که عزم سفرست
💡 نشسته یکی روز بالای تخت به اندیشهٔ کوچ میبست رخت
💡 شاید که گر کنار پر از خون کند همی آن کس که چون تویی کندش از کنار کوچ