کهن خرابات

لغت نامه دهخدا

کهن خرابات. [ ک ُ هََ / هَُ خ َ ] ( اِ مرکب ) خرابات قدیمی. ( فرهنگ فارسی معین ). || کنایه از دنیای فانی. ( برهان ) ( آنندراج ). دنیا. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - خرابات قدیمی. ۲ - دنیا جهان.

جمله سازی با کهن خرابات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنزد خلق اگر خوارم این بس است مرا که پیش اهل خرابات آبرو دارم

💡 خیزید تا ز عالم صورت سفر کنیم تا روشن است راه خرابات سر کنیم

💡 ماییم [و] حدیث زهد و طامات امشب شب روز کنیم در خرابات امشب

💡 نزد رندان خرابات که صد جان به جویست نتوان بیش ز انفاس مسیحا دم زد

💡 چون به خرابات حاجت تو حضور است حاجت تو بی میی روا نتوان کرد

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز