فرهنگستان زبان و ادب
{pause key, pause} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] یکی از کلیدهای صفحه کلید رایانه که فشار دادن آن باعث ایست موقت فرایند جاری می شود متـ. مکث 2
{pause key, pause} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] یکی از کلیدهای صفحه کلید رایانه که فشار دادن آن باعث ایست موقت فرایند جاری می شود متـ. مکث 2
یکی از کلیدهای صفحهکلید رایانه که فشار دادن آن باعث ایست موقت فرایند جاری میشود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو زین بگذری مردم آمد پدید شد این بندها را سراسر کلید
💡 ننمود ز جیب آسمان، سینه صبح بشکست مگر کلید گنجینه صبح؟
💡 می توان قفل دربستهٔ دل باز نمود از کلیدی که در میکده را واکردند
💡 چو آن کودک که او بیرنج عالم به دست آورد کلید گنج عالم
💡 همه مال من زان شب آمد پدید که شب با گهر بُد گهر با کلید