کلان اقلیم

فرهنگستان زبان و ادب

{macroclimate} [علوم جَوّ] اقلیم یک منطقۀ جغرافیایی وسیع در حد بخشی از یک قاره یا کل آن به طول چند صد تا چند هزار کیلومتر

جمله سازی با کلان اقلیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمین از بیم زیر پاش لرزد ز هفت اقلیم، هفت اعضاش لرزد

💡 ای تو زینت بخش اقلیم وجود ای ملایک کرده در پیشت سجود

💡 شاها خدایگانا حاجت بود همی اقلیم شرق را به نشاط خرام تو

💡 اقلیم های روی زمین شرق به غرب اندر سود ملک تو اقلیم ها شده

💡 حسن بی ایجاد عشقی نیست در اقلیم ناز گل چو موج رنگ زد گلباز پیدا می‌کند

💡 من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارم نه از آبم نه از خاکم سر عالم نمی‌دارم