کلافه شدن. [ ک َ ف َ / ف ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )سرگشته و سراسیمه شدن. مضطرب گشتن. ( ناظم الاطباء ). مانند کلافه سردرگم شدن. گیج شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). || سرگشته شدن از گرما، از گرما نزدیک بیهوشی رسیدن. دل گرفتن از گرما یا بخار گرم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). سخت ناراحت شدن: «از گرما کلافه شدم ». ( فرهنگ فارسی معین ). بمعنی بهم خوردن حال و خارج شدن از حالت طبیعی بمناسبت گرمای زیاد ( در حمام و یا در زیر آفتاب سوزان و غیره ) با علتهای دیگر هم ممکن است استعمال شود. ( فرهنگ عامیانه جمالزاده ). || از کوره دررفتن. بیش از حد طاقت کسل یاناراحت و عصبانی شدن. ( فرهنگ عامیانه جمالزاده ).
( ~. شُ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) سرگشته شدن، گیج شدن.
( مصدر ) ۱ - مانند کلافه سر در گم شدن گیج شدن. ۲ - سخت ناراحت شدن: ( از گرما کلافه شدم ).
(عا.)
سرگشته شدن، گیج شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنتندهی نامناسب شبکهٔ تلفن همراه در منزل جدید از دغدغههای اجارهنشینها است. برخی از مستأجرها سالانه مجبور به تغییر منزلشان هستند. مشکل آنتندهی موبایل در خانهٔ جدید در بیشتر مواقع مستأجران را کلافه میکند. اما با اجرای ترابردپذیری شماره تلفن همراه، اجارهنشینها میتوانند با اطلاع از آنتندهی اپراتورها در محلهٔ جدیدشان، به راحتی اپراتور مورد نظر را انتخاب کرده و به شبکهٔ مورد نظر کوچ کنند.
💡 فلیکس اونگر و اسکار مدیسون در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ در کالج یکدیگر را ملاقات میکنند و سرنوشت، آنها را به عنوان هم اتاقی کنار هم قرار میدهد، با وجود اینکه فلیکس بر خلاف اسکار آرام و راحت، بسیار عصبی و کلافه است، هر دو به سرعت با هم دوست میشوند. آنها سرانجام با دو زن بسیار متفاوت با خصوصیات خود ازدواج میکنند.
💡 داستان در مورد یک سگ جوان و کلافه است. او در آرزوی سامورائیشدن برای دفاع از شهری به نام کاکاموچو در مقابل گربهای به نام ایکاچو است. ایکاچو طرحی دارد تا از شر ساکنان شهر خلاص شود.
💡 رنگهای زمینه ملایم و روشن نیز میتوانند برای مواقعی که شما قصد دارید از رنگهای زیادی در طراحی خود استفاده کنید، گزینه مناسبی باشند. از آنجا که رنگهای ملایم، ماهیتی آرام دارند به هنگام استفاده در زمینه برای طرحهایی که رنگ زیاد دارند، دید بیننده را خسته نخواهند کرد و او را کلافه نمیکنند.