لغت نامه دهخدا
کفگیر بره. [ ک َ ب َرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کفگیر بزرگ فلزین و غیر مشبک که بر سفره نهند و بدان گوشت جدا کنند و پلوو امثال آن به بشقابها کشند. ( از یادداشت مؤلف ).
کفگیر بره. [ ک َ ب َرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کفگیر بزرگ فلزین و غیر مشبک که بر سفره نهند و بدان گوشت جدا کنند و پلوو امثال آن به بشقابها کشند. ( از یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گیر و دار معرکه شمشیر آبدار آید به کار مُلک نه کفگیر آبدار
💡 دستت همه عظم همچوملعق جانی همه رخنه همچو کفگیر.
💡 زعفران را در آب داغ حل میکنند و یک کفگیر پلو روی آن میریزند و هم میزنند. دیس رشتهپلو را با آن تزیین میکنند.