کعب دار

لغت نامه دهخدا

کعب دار. [ ک َ ] ( نف مرکب ) دارای کعب و کعب در ظرفها حلقه مانندی است متصل به تحت ظرف و غیر از پایه آن است و بدان ظرف راست بر زمین قرار گیرد و عوام کب دار گویند. ( یادداشت مؤلف ).
- باطیه کعب دار یا فنجان کعب دار یا کاسه کعب دار؛ باطیه یا فنجان یا کاسه مسین که بزیر حلقه ای از مس دارد که بجای پایه آن است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارا ی پایه: ( هوا از بس ز شبنم شعله بار است چو فنجان ساغر گل کعب دار است ). ( یحیی شیرازی )

جمله سازی با کعب دار

💡 بمردی و بلشکر صعب بودی بنام آن کعبهٔ دین کعب بودی

💡 صورتم نیلی ازسیلی اعداست هنوز اثر کعب نیم ظاهر از اعضاست هنوز

وایا یعنی چه؟
وایا یعنی چه؟
ستی فاطمه یعنی چه؟
ستی فاطمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز