لغت نامه دهخدا
کشک سائی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل سائیدن کشک. ( یادداشت مؤلف ).
- تغار کشک سائی؛ تغاری که کشک در آن ریزند و در آن سایند.
کشک سائی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل سائیدن کشک. ( یادداشت مؤلف ).
- تغار کشک سائی؛ تغاری که کشک در آن ریزند و در آن سایند.
عمل سائیدن کشک. تغار کشک سائی تغاریکه کشک در آن ریزند و در آن سایند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا با سر زلفت آشنائی دارم مشکین نفسی به عطر سائی دارم
💡 آن جام صدف ده که بخندد چو رخ صبح چون صبح نمود آن صدف غالیه سائی
💡 ز نگاه سرمه سائی بدل و جگر رسیدی چه نگاه سرمه سائی دو نشانه زد به تیری
💡 ای مبارک بنا چه خوش جائی که همی سر به آسمان سائی
💡 ببرد باری خاک و بحدت آتش بنقش بندی آب و بعطر سائی باد