لغت نامه دهخدا
کرخ بصره. [ ک َ خ ِ ب َ رَ ] ( اِخ ) ناحیه ای است در رستاق اعلای بصره و اکنون باقی است و خراب گونه ای است. ( از معجم البلدان ). رجوع به معجم البلدان شود.
کرخ بصره. [ ک َ خ ِ ب َ رَ ] ( اِخ ) ناحیه ای است در رستاق اعلای بصره و اکنون باقی است و خراب گونه ای است. ( از معجم البلدان ). رجوع به معجم البلدان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پسر او به نام بشّار در بصره به دنیا آمد و بعداً از شاعران معروف عربیگوی شد.
💡 حسن در بصره پر بینند لیکن در بصر افزون بدن در کعبه پر آیند لیکن در نظر نقصان
💡 اميرالمؤمنين پس از پيروزى بر سپاه بصره كه به فرماندهى عايشه شورش كردهبودند در مذمت اهل بصره فرمودند:
💡 از شور و گریه ای که به زندان بصره داشت جوش دلش به خوابگه مصطفی رسید
💡 که نه بیرون پارس منزل هست شام و رومست و بصره و بغداد
💡 خليفه دستور داد براى روشن شدن، مطلب (مازنى ) را از بصره بياورند!