کانی سامان

لغت نامه دهخدا

کانی سامان. ( اِخ ) دهی است از دهستان ولیسه بخش مریوان شهرستان سنندج واقع در 8هزارگزی باختر دژ شاپور، باختر دریاچه زری وار. ناحیه ای است واقع در دامنه، سردسیر، مرطوب و دارای 450 تن سکنه. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات، حبوب،لبنیات، توتون و برنج است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان ولیسه بخش مریوان شهرستان سنندج

جمله سازی با کانی سامان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی سر و سامان شدم در عاشقی ای خوش آن رندی که سامانیش نیست

💡 دلدار مرا دید پریشان گشته واله شده و بیسر و سامان گشته

💡 در هجر تو خلق از سر و سامان شده اند سرگشته چو مجنون به بیابان شده اند

💡 زمن به مدح فزونند مادحان لیکن کمال مدح تو را طبع من دهد سامان

💡 فرق نتوان کرد زیر تیغ سر از پای من سینه سامان دل گریبان می نماید در نظر

💡 مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشانم پریشان آفریدند

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز