لغت نامه دهخدا
کاف دران. [ دَ ] ( اِ ) لسان الثور. ( تذکره ضریر انطاکی جزء اول ) و ظاهراً تصحیف گاوزبان باشد. ( یادداشت مرحوم مؤلف ). رجوع به لسان الثور و گاو زبان در این لغت نامه شود.
کاف دران. [ دَ ] ( اِ ) لسان الثور. ( تذکره ضریر انطاکی جزء اول ) و ظاهراً تصحیف گاوزبان باشد. ( یادداشت مرحوم مؤلف ). رجوع به لسان الثور و گاو زبان در این لغت نامه شود.
ظاهرا تصحیف گاو زبان باشد
💡 یکی تیغ زد بر میانش سوار فروماند جنگی دران کارزار
💡 سکندر دران حرب چون شیر مست یکی حربهٔ پهلوانی به دست
💡 مرکب فکرتست و همچو سوار چون سرانگشت بر فشار دران
💡 ایدوست بترس ازین دم سردم کاین دولت حسن تو دران بستست