کاسه ٔ گردون
لغت نامه دهخدا
کاسه گردون. [ س َ / س ِ ی ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایت از آفتاب است. || ساقی را نیز گویند.
جمله سازی با کاسه ٔ گردون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بنای عافیتم را بریز گو از هم بود چه چشم ز گردون بداساس مرا؟
💡 شاعر در ابیات خود با استفاده از استعاره کاسه ٔ گردون، عظمت بیکران جهان هستی و کوچک بودن جایگاه انسان در میان ستارگان را توصیف میکند.
💡 وقتی به تماشای ستارگان در شبهای صاف آسمان مینشینیم، گویی در برابر شکوه و عظمت کاسه ٔ گردون و چرخش منظم فلک سرگشته میشویم.
💡 مفاهیم عرفانی در ادبیات کلاسیک فارسی، اغلب از تصویر کاسه ٔ گردون برای بیان پیچیدگیها و اسرار نهفته در ساختار نظام خلقت استفاده میکنند.