جمله سازی با کاسه ٔ گدایی
گدایانی از پادشاهی نفور به امیدش اندر گدایی صبور
خسروی کار گدایی کی بود این به بازوی چو مائی کی بود
گدایی می کنم زان یار دلبر گهی بر بام باشم، گاه بر در
تو سلطان جهانی من گدایی نظر یک دم بر احوال گدا کن
تو شاه ملک حسنی من تنگدل گدایی در خاطرم نگنجد اندیشه وصالت
حیف باشد دست او در خون من پادشاهی با گدایی میزند