لغت نامه دهخدا
کاسنی بستانی. [ ی ِ ب ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسم فارسی هندبای بستانی است. ( فهرست مخزن الادویه ).
کاسنی بستانی. [ ی ِ ب ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسم فارسی هندبای بستانی است. ( فهرست مخزن الادویه ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک نظر در صورت آن روح روحانی نگر بسته سنبل پای گل بر سرو بستانی نگر
💡 گاه درد دل من از دل من گوش کنی گاه داد غم من از غم من بستانی
💡 ندیدم سرو بستانی که آرد بر همی سنبل ندیدم مهر تابنده برآرد سر ز پیراهن
💡 جان دهم نه کنی ارزد نه یکی صد جان آن که به صد ناز از آن گفتن نه بستانی
💡 ماه رخسار بپوشد چو تو بر بام آیی سرو بالا ننماید چو تو در بستانی
💡 به غمزه آفت جانی به قامت سرو بستانی به رخ شمع شبستانی به لب لعل شکرخایی