لغت نامه دهخدا
کار بازشدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) روا شدن حاجت. ( آنندراج ):
ز عشق کار جهان باز میشود صائب
خوشا کسی که توسل به این جناب گرفت.صائب.
کار بازشدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) روا شدن حاجت. ( آنندراج ):
ز عشق کار جهان باز میشود صائب
خوشا کسی که توسل به این جناب گرفت.صائب.
روا شدن حاجت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عضله اصلی که باعث بازشدن ریه و ورود هوا به آن و همچنین انقباض ریه و خروج هوا از آن میشود، دیافراگم است و عضلات بیندندهای بیرونی به این روند کمک میکنند.
💡 تا پیش از بازشدن تونل بولی، کوهستان بولی به عنوان بزرگترین پدیدهٔ جغرافیایی در جاده استانبول به آنکارا بهشمار میآمد.
💡 در زمان بازشدن گلها و به خوشه رفتن برنج رشد ریشه حداکثر مقدار خود را دارد.
💡 ۲- مفصلهای دوآسهای: در این مفصلها حرکت در دو آسه انجام میگیرد که این دو آسه به صورت افقی و عمود برهم میباشند. در این مفاصل علاوه بر حرکتهای خم شدن و بازشدن حرکتهای دور شدن و نزدیک شدن به بدن نیز دیده میشود، ولی حرکت چرخش آسهای وجود ندارد.
💡 من مى خواستم كه فردا را در ميان ملت باشم و هر رنجى كه آنها مى برند من هم با آنهاباشم لكن دولت خائن از اين امر مانع شده و همه فرودگاه ايران را بست من پس از بازشدن فرودگاه ها بلافاصله به ايران خواهم رفت و به او خواهم فهماند كه شما غاصبهستيد و خائن به ملت ما و ملت ما ديگر تحمل شما نوكرهاى خارجى را نخواهدكرد.(1161)
💡 او از خواندن و آموختن لذت میبرد. اما زمانی فرا رسید که باید بهسبب تنگدستی و برای گذران زندگی، کار میکرد. بنابراین در مغازهای شروع به کار کرد. صبحها باید چند ساعت پیشاز بازشدن مغازه برمیخاست و کارش را آغاز میکرد، که بر سلامتیاش اثر بد گذاشت.