ژولیده بیان

لغت نامه دهخدا

ژولیده بیان. [ دَ / دِ ب َ ] ( ص مرکب ) آنکه بیان و گفتار او درهم و مشوش باشد. ( آنندراج ).

جمله سازی با ژولیده بیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در جنون حسرت عیش دگر از بی‌خبری‌ست موی ژولیده همان سایهٔ بید است اینجا

💡 ژولیده زلف فتنه خو، مخمور چشم کینه جو موها پریشان کرده او، خونها چکان از هر طرف

💡 هرگز نگشتم بهره‌ور، نه از کلاه و نه کمر ژولیده مویی تا ز سر افکنده دستار مرا

💡 سرم از افسر و از ظل هما بیزارست موی ژولیده و سودای رسا می خواهد

💡 موی ژولیده مدان جوهر تجرید جنون که سرافرازی قدر علم از پرچم نیست

💡 موی ژولیده برازنده شوریده دلان تاج خورشید طرازد سر دیوانه صبح

یوسف صانعی یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز