لغت نامه دهخدا
ژرف نگری. [ ژَ ن ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) تعمق. باریک بینی. ژرف بینی. ژرف اندیشی. غوررسی.
ژرف نگری. [ ژَ ن ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) تعمق. باریک بینی. ژرف بینی. ژرف اندیشی. غوررسی.
ژرف نگریستن، باریک بینی، غوررسی، تعمق.
تعمق: باریک بینی. ژرف بینی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم صاحب نظران خیره بر آن ایوانست که به هر سو نگری جلوه گه جانان است
💡 ملاکا از شمال به ایالت نگری سمبیلان و از جنوب به ایالت جوهور محدود میشود.
💡 اگر ز خویش برآیی و در جهان نگری اگرچه عرش مجید است مختصر یابی
💡 گفتی که دورویی، این غلط از من نیست لکن تو بچشم دیگرم می نگری
💡 زآسمان گر بزمین در نگری چون خورشید غیر مه هیچ نباشد که بدو می مانی
💡 اگر به چشم غضب سوی آسمان نگری زبیم بسکه بلرزد به خویش چرخ کهن