چولو خاقان
لغت نامه دهخدا
چولوخاقان. [ ] ( اِخ ) نام یکی از حکمرانان ترکان جنوبی که در سال 603 میلادی بجای پدرش «نیلی خاقان » نشست وسرانجام بر اثر فشار دو طایفه «تولوس » و «سیرتردوش » در سال 611 هَ. ق. به دربار چین پناهنده شد. ( احوال و اشعار رودکی سعید نفیسی ص 178، 182، 191 و 192 ). این نام بصورت «چول خاقان » نیز آمده است، یعنی خاقان و فرمانروای دشت و ناحیه بیابان بدان سوی جیحون.
فرهنگ فارسی
نام یکی از حکمرانان ترکان جنوبی که در سال ۶٠۳ میلادی بجای پدرش نیلی خاقان نشست ٠
جمله سازی با چولو خاقان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بشنید خاقان پسندید و گفت گراین هست شاه ترا نیست جفت
💡 بگفت آنچ خاقان بدو گفته بود که از کین آن کشته آشفته بود
💡 اندر نبرد نیرم اندر جدال رستم اندر شکوه قیصر اندر جلال خاقان
💡 بسی گنج در پیش خاقان کشید وز آنجا سپه در بیابان کشید
💡 چه قیصر چه خاقان چو آید زمان بخاک اندر آید سرش بیگمان
💡 همان پیش خاقان به روز و به شب چو رفتی همیداشتی بسته لب