چناران بیگلرخان
لغت نامه دهخدا
چناران بیگلرخان. [ چ ِن ِ ب َ ل َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: ده کوچکی است در هشت فرسخ ونیمی مغرب نهاوند که به سبب نزدیکی به لرستان خالی از سکنه مانده ولی استعداد دو سه جفت گاو زراعت دارد و دارای مقداری زمین جنگلی میباشدو از چشمه کوچکی که در اینجاست کمی آب جاری است. این آبادی متعلق به خزل و در انتهای خاک خزل است که به خاک کرمانشاهان و لرستان اتصال مییابد. در کوه نزدیک این محل خرس و خوک و قوچ و میش زیاد است و برای شکار جای مناسبی است. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 273 ).
فرهنگ فارسی
مولف مر آت البلدان نویسد: (( ده کوچکی است در هشت فرسخ و نیمی مغرب نهاوند ) ).
جمله سازی با چناران بیگلرخان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دربارهٔ بنای شهر محمدآباد، یعنی درگز کنونی، آمدهاست: بیگلرخان، حکمران وقت درگز در دوران محمدشاه قاجار تصمیم میگیرد که جنگل و نیستانی را که در روستایی به نام «چَقر وارتیان» بود و مخفیگاه ترکمن در هجومهای همیشگی به درگز، بسوزاند و بهجای آن شهری با نقشه امروزی بنا کند تا برای مرکزیت و حکومتنشینی نیز مناسب باشد. از اینرو از محمدشاه قاجار پول و نیروی انسانی درخواست میکند. محمدشاه دستور میدهد حکمران بجنورد و قوچان و کلات به درگز رفته یاریگر بنای این شهر شوند. در نتیجه با همکاری آنها و یاری اهالی درگز، شهر محمدآباد به سبک و سیاق نقشه عشقآباد پیریزی میشود و بهنام محمدشاه قاجار، محمدآباد نام میگیرد و پس از بنای کامل شهر، از ساکنان دستگرد نیز به شهر جدید منتقل میشوند.