لغت نامه دهخدا
چنارراه دار. [ چ ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز که در 8 هزارگزی باختر شیراز، کنار راه شوسه شیراز به کازرون واقع است. و 53 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
چنارراه دار. [ چ ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز که در 8 هزارگزی باختر شیراز، کنار راه شوسه شیراز به کازرون واقع است. و 53 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راهدار علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رامهرمز در استان خوزستان ایران است.
💡 راهدار سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رامهرمز در استان خوزستان ایران است.
💡 ضرورت احداث پایانههای مشترک راهداری و راهآهن برای جابجایی بار از مسیرهای جاده ای به ریلی و… وجود دارد و لازم است برای افتتاح خطوط ریلیِ رشت این نوع مقدمات فراهم شود.
💡 این روستا در دهستان راهدار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴ نفر (۹خانوار) بودهاست.
💡 - دفتر فناوری اطلاعات سازمان راهداری و حمل و نقل جادهای
💡 برج راهداری مقابری مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان فسا، بخش مرکزی، دهستان جنگل، روستای مقابری واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۹۰۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.