لغت نامه دهخدا
چم گردش زدن. [ چ َ گ َ دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بناز خرامیدن. ( از آنندراج ). رجوع به چم و «چم گردش » شود. || گریختن و رم کردن. ( از آنندراج ):
مصر از چمنش که از حلب نیست
چم گردش اگر زند،عجب نیست.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
چم گردش زدن. [ چ َ گ َ دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بناز خرامیدن. ( از آنندراج ). رجوع به چم و «چم گردش » شود. || گریختن و رم کردن. ( از آنندراج ):
مصر از چمنش که از حلب نیست
چم گردش اگر زند،عجب نیست.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
بناز خرامیدن. یا گریختن و رم کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امیدوار چنانم که کردگار جهان همی بداردش از گردش زمانه پناه
💡 بتقدیر ارچه گردون را همه زین سو بود گردش بگردد آسمان زآن سو که گردد رای درویشان
💡 در سرتاسر جهان، بیش از ۱٫۵ میلیارد کارت پرداخت در گردش است.
💡 من کجا، بد گردی افلاک و انجم از کجا خاطرم در بزم عیش از گردش ساغر گرفت
💡 در ته خاک همان گردش خود را دارد آسیایی که در او آب بقا می افتد